دورت بگردم
-
تاریخ: 1405/5/12 ساعت: 13:14
دردی که درمانش تو باشی دوست دارمبغضی که بارانش تو باشی دوست دارمدیوانه ام من گرچه پایان منی توهر چه که پایانش تو باشی دوست دارم♪♪♪تو نفسی همه کسی بمان برایمزیبا شده با عشق تو حال و هوایمای ماه من همراه من دورت بگردمدر چشم تو دیوانگی را دوره کردمدورت بگردم دورت بگردم♪♪♪دیوانه ام من تا که فهمیدی دلت ر...
من و تو
-
تاریخ: 1405/5/12 ساعت: 13:14
و من هنوز، هر شب در سکوت خلوت خودم، به تمام لحظههایی که داشتیم و نداشتیم فکر میکنم... به حرفهایی که گفته شد و آنهایی که در گلو ماند، به راههایی که رفتیم و آنهایی که نشد قدم بزنیم. اما با همهی این دلتنگیها، یاد گرفتهام بعضی نبودنها را باید دوست داشت، باید به نبودنت عادت کنم، همانطور که به ...
ما دو پیراهن بودیم
-
تاریخ: 1401/10/12 ساعت: 11:47
ساده است فقط یک تیغ می خواهد و یک رگ فقط کافی است دلت تنگ باشد و دنیایت کوچک نمی دانی چه لذتی دارد هم آغوشی تیغ با رگ چند لحظه ی بعد درد سوزش خون ودر اخر مرگ بعد کسی فریاد می زند : او مرده است مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرده تو را به بهشت راه نمی دهند به جرم خودکشی به جرم مرگو اص...
همەچیز
-
تاریخ: 1401/10/12 ساعت: 11:47
ساده است فقط یک تیغ می خواهد و یک رگ فقط کافی است دلت تنگ باشد و دنیایت کوچک نمی دانی چه لذتی دارد هم آغوشی تیغ با رگ چند لحظه ی بعد درد سوزش خون ودر اخر مرگ بعد کسی فریاد می زند : او مرده است مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرده تو را به بهشت راه نمی دهند به جرم خودکشی به جرم مرگو اص...
خانه
-
تاریخ: 1401/10/12 ساعت: 11:47
چقدر باید بگزرد تا خانه ات را از یاد ببری ؟ از خاطراتش دل بکنی ؟ میدانستی گاهی جدا شدن از یک خانه می تواند شبیه جان کندن باشد ؟ شبیه جان دادن در سکوت … شبیه حس کودکی که میان ازدحام و شلوغی دستان مادرش از دستانش رها شده … ؟ چقدر باید بگذرد تا رنگ ها را از یاد ببری ؟ تمام دلشوره هایی که در آن خانه کشی...