و من هنوز، هر شب در سکوت خلوت خودم، به تمام لحظههایی که داشتیم و نداشتیم فکر میکنم... به حرفهایی که گفته شد و آنهایی که در گلو ماند، به راههایی که رفتیم و آنهایی که نشد قدم بزنیم. اما با همهی این دلتنگیها، یاد گرفتهام بعضی نبودنها را باید دوست داشت، باید به نبودنت عادت کنم، همانطور که به حضورت عاشقانه خو گرفته بودم. اگر روزی دوباره چشمانت را دیدم، شاید فقط لبخندی بزنم، نه از سر فراموشی...
برچسب:
نویسنده: نگین فراهانی